ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
109
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
دو روز به همين گونه رفتار كرد . روز سوم دستور داد تا جار بزنند كه همه بايد حاضر شوند و هيچ كس نبايد غيبت كند حتى كسى كه به داشتن تاج مفتخر است . انوشيروان كه اين خبر را شنيد ناچار در حالى كه تاج بر سر نهاده و سلاح در بر كرده بود ، حاضر شد . بعد بابك آمد و بر آن تخت ايستاد تا يكايك آنها را از پيش او بگذرند . نخستين كسى كه پيش آمد ، خسرو انوشيروان بود . بابك ديد سلاح او كامل است جز اين كه دو رشته زه يدكى ويژهء كمان را كه معمولا هنگام ضرورت از آن استفاده مىشد ، ندارد . [ ( 1 ) ] بابك كه آن دو رشته زه را نديد ، در برابر نامش حقوقى ننوشت و گفت : « با سلاح كامل پيش من بيا تا مواجبت را معين كنم . » انوشيروان ناگهان به ياد دو رشته زه يدكى افتاد و آن دو رشته را در آورد و به خود آويخت . در اين هنگام به دستور بابك جارچى او فرياد زد : « براى دلاور بزرگ يا بزرگ دلاوران چهار هزار درهم . » و اين مبلغ مقررى را در برابر نام وى نوشت . بابك پس از پايان باز ديد از تخت خود فرود آمد و پيش انوشيروان رفت و از طرز رفتار تند خود پوزش خواست و ياد آورى نمود كه اگر با او چنين نمىكرد با ديگران نيز نمىتوانست سختگيرى
--> [ ( 1 ) ] - هر سربازى مىبايست دو رشته زه يدكى با خود داشته و آن را به پشت كلاه خود خويش آويخته باشد تا هنگام جنگ چنانچه زه كمان او پاره شد بيدرنگ يكى از زههاى يدكى را به كمان بيندازد .